تبليغاتX
عاشقانه دوستت دارم

سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد

                                 ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

حسن مهررویان مجلس گرچه دل می بردو دین

                                  بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود.

*********************************************

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/19ساعت 11:15 توسط عاشق |

**هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/12ساعت 12:6 توسط عاشق |

 نمی دونم چی بگم از این زندگی

این شعرو از وبلاگ چهل درجه زیر شب (http://shabeirani.persianblog.ir/)  دیدم.خیلی خوشم اومد ازش سوز دله

دیرگاهیست که تنها شده ام              قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است          باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آینه زمن بی خبر است                 که اسیر شب یلدا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم                همدم سردی یخ ها شده ام

کاش که چشمان مرا خاک کنید          تا نبینم که چه تنها شده ام

+ نوشته شده در جمعه 1388/08/15ساعت 23:7 توسط عاشق |

دلو باید بزنم من به دریا

بهت بگم دوست دارم یه دنیا

تک ستاره ی آسمون رویا می

این ترانه رو می خووونم تا بدونی.

 

دوست دارم یه دنیا تا همیشه

می خوام با تو بمونم نمیشه

دوست دارم دوست دارم عزیزم

بمونم با من ، که بی تو آروم نمی شم.

 

دوست دارم یه دنیا تا همیشه

می خوام با تو بمونم نمیشه

دوست دارم دوست دارم عزیزم

با من بمون ، که با تو عاشق ترینم.

+ نوشته شده در جمعه 1388/07/03ساعت 15:45 توسط عاشق |

حال من دست خودم نیست

دیگه آروم نمی گیرم

دل من از کسی گرفته

که می خوام براش بمیرم

باز سرنوشتو ، انتهای آشنایی

باز لحظه های غم انگیز جدایی

باز لحظه های ناگزیر دل برین

بازم اول راهو حس تلخ نرسیدن

*****************************************

منو انتظارو این ترس تنهایی

منو حس اینکه هر لحظه اینجایی

دارم آینه ها رو گم می کنم کم کم

تو رو هر طرف که رو می کنم می بینم

اگه این بهارم برنگردی خونه

دیگه چیزی از من یادت نمی مونه

من رو رها کن از این حس تنهایی

نرفتی! نه! تو هنوزم اینجایی

+ نوشته شده در شنبه 1388/06/28ساعت 14:15 توسط عاشق |

وقتی عقیده ، عقده خوانده می شود
و نور چراغ در آب ، مهتاب
تلقی،
و متانت زمین
زیر برف یخ می زند.
نان از یتیم خانه می دزدیم
و می فهمیم
دزد، اشتباه چاپی درد است
.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/24ساعت 19:2 توسط عاشق |

با سلام ،

کوله بارت بربند! شاید این چند سحر ، فرصت آخر باشد ! که به مقصد برسیم! بشناسیم خدا را و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم ! می شود آسان رفت ، می شود کاری کرد که رضا باشد او .

ای سبکبال در این راه شگرف در دعای سحرت ، در مناجات خدایی شدنت ، هرگز از یاد نبر ، من جا مانده ، به دعای سحرت محتاجم.

اگه در این شبهای مبارک سر سجاده سبز، دل مهربونت لرزید و قطره اشکی گوشه چشمای پاکت رو نمناک کرد، به یاد ما هم دستی به آسمون بلند کن . شاید خدا به حرمت نفسآسمونی فرشته های زمینیش گوشه چشمی هم به ما بندازه.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/19ساعت 21:46 توسط عاشق |

               « عاشقي پيداست از زاری دل                   نيست بيماری چو بيماری دل »

سلام به دوستای خوبم

بلاگمممم یک ساله شده. آخ جون. یک سال من اومدم اینجا و هر چی خواستم نوشتم. باورم نمیشه . از خوبی بدی تبریکایی که دادم دردو دلام. خدای من .

تولدت مبارک بلاگ عزیزم.

یادش بخیر وقتی که این بلاگو درست کردم . با چه شوقی! با چه آرزویی! با چه عشقی! اومدم و نوشتم . آه ه ه ه ه ه خدا جونم.

 

آن روزها رفتند
آن روزهای جذبه و حيرت
آن روزهای خواب و بيداري
آن روزهای هر سايه رازی داشت
هر جعبه ی صندوقخانه سر بسته گنجی را نهان می کرد
هر گوشه ، در سکوت ظهر ،
گويی جهانی بود
هر کس ز تاريکي نمی ترسيد
در چشمهايم قهرمانی بود



آن روزها رفتند
آن روزهای عيد
ان انتظار آفتاب و گل
آن رعشه های عطر
در اجتماع ساکت و محجوب نرگس های صحرايی
که شهر را در آخرين صبح زمستانی
ديدار می کردند
آوازهای دوره گردان در خيابان دراز لکه هاي سبز

+ نوشته شده در جمعه 1388/06/13ساعت 14:58 توسط عاشق |

 

سعدیا گرچه سخن دلکش و شیرین گویی

به عمل کار برآید ، به سخندانی نیست

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/10ساعت 23:28 توسط عاشق |

هرکسیکه دوست داره این تستو بده اصلا به جوابها نگاه نکنهچون مغز انسان مثل چتر نجات عمل می کند وقتی که باز است بهتر کار می کند. اگه به جوابها نگاه کنید نتیجه درستی نخواهید گرفت. از من گفتن بود.

حالا تعابیر و تفاسیر جواب هایتان را بخوانید

1)

گاو یعنی " کار "

ببر یعنی " غرور و تکبر "

گوسفند یعنی " عشق "

اسب یعنی " خانواده "

خوک یعنی " پول "

2)

توصیف شما از سگ ، " شخصیت شماست."

توصیف شما از گربه ، " شخصیت شریک زندگیتان است."

توصیف شما از موش صحرایی ، " شخصیت دشمن شماست."

توصیف شما از قهوه ، " تعبیر شما از رابطه زناشویی است."

توصیف شما از دریا ، " زندگی خود شماست."

3)

زرد :  " کسی که هیچ وقت فراموشش نخواهید کرد."

نارنجی : " کسی که به نظر شما دوست واقعیتان است."

قرمز : " کسی که شما به او عشق می ورزید."

سفید : " جفت روح شما."

سبز : " کسی که تا آخر عمرتان او را به خاطر خواهید داشت."

خوب حالا به نظرتون چطور بود؟ بگیدا می خوام بدونم درست بوده یا نه ؟

از دوستای خوبم الهام-آرش-محمدحسین-فرشته-شهاب-سرور-مریم-آرزو-شیماجووون. ممنونم که اومدن و تست دادن واسه همتون آرزوی خوشبختی می کنم. با این تسته دوستای جدیدو خوبی پیدا کردم واسه همین خیلی خوشحالم

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/06/09ساعت 22:18 توسط عاشق |

امشب خیلی داغونم خیلی. دارم دیوونه می شم . هی می خوام خودمو مشغول کنم که به چیزی فکر نکنم ولی نمیشه. امشب انقدر گریه کردم که چشمام دارن می سوزن. از همه چی خسته شدم. ای خدا به دادم برس. دیگه باید برید باید رفت. وقتی به فکرت نیست دوستت ندارن واسه چی بمونم. امشب قاطیم . ادامه ندم بهتره

+ نوشته شده در شنبه 1388/06/07ساعت 22:53 توسط عاشق |

 خود را بهتر بشناسید

این تست فقط 3 پرسش داره و جوابهای آن شما را شگفت زده خواهند کرد. تو قسمت نظرات جواب بدید من با توجه به جوابی که دادید تفسیر جوابهاتونو واستون می فرستم .

توجه : جوابهای شما باید دقیقا همانی باشند که مطلوب شماست.

این یک تست صادقانه است که اطلاعات زیادی به شما می ده

شروع می کنم:

1-      نامهای این حیوانات را به ترتیب علاقه خود قرار دهید:

گاو – ببر – گوسفند – اسب – خوک

 

2-      یک کلمه برای توصیف اسامی زیر بنویسید:

سگ :

گربه :

موش صحرایی :

قهوه :

دریا :

3-      به کسانی فکر کنید ( کسانی که شما را بشناسند و برای شما مهم باشند ) و آنها را به رنگهای زیر ربط دهید ( افراد تکراری نباشند. برای هر رنگ ، نام یک فرد ).

زرد:

نارنجی :

قرمز :

سفید :

سبز :

 

+ نوشته شده در جمعه 1388/06/06ساعت 20:44 توسط عاشق |

  کاش می شد دل دیوار، پر از پنجره بود

  و قفس ها ، همه خالی بودند

   آسمان ، آبی بود

  و نسیم ، روی آرامش اندیشه ما ، می رقصید.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/06/02ساعت 22:43 توسط عاشق |

من منتظرت شدم ولی در نزدی

 

بر زخم دلم گل معطر نزدی

 

گفتی كه اگر شود مي آيم اما

 

مرد اين دل و آخرش به او سر نزدی

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/05/13ساعت 19:9 توسط عاشق |

یک روز کامل بهم س ندادیم ، خیلی سخت بود خیلی ...

برات آرزوی خوشبختی ، سربلندی ، شادکامی ، موفقیت ، سلامتی و.... می کنم.

********************************************************************

دو تا شعر گذاشتم امیدوارم خوشت بیاد.

 

در این شبهای دلتنگی، که غم با من هم آغوشه

بجز اندوه و تنهایی ، کسی با من نمی جوشه

کسی حالم نمی پرسه

کسی دردم نمی دونه

نه همدرد و هم آوایی

با من یک دل نمی خوونه

 

از این سرگشتگی بیزارمو بیزار

ولی راه فراری نیست از این دیوار

 

برای این لب تشنه ، دریغا قطره آبی کو؟

برای خسته چشم من ، دریغا جای خوابی کو؟

دراین سرداب ظلمت ، نور راهی کو؟

در این اندوه غربت ، سر پناهی کو؟

 

کسی حالم نمی پرسه

کسی دردم نمی دونه

نه همدرد و هم آوایی

با من یک دل نمی خوونه

 

از این سرگشتگی بیزارمو بیزار

ولی راه فراری نیست از این دیوار.

 ********************************************************************

 

عشق اول ، عشق آخر

اگه امشب در کنارم تو رو دارم ، تو رو دارم، چرا چشم انتظارم ؟

عشق اول ، عشق آخر

نکنه خوابم دوباره

نکنه تنهام بذاری بشه قلبم پاره پاره.

 

نکنه هنوز نگقتم که چقدرعاشقت هستم

نکنه هرگز ندونی که تو رو من می پرستم

نکنه هنوز نگفتم که چقدرعاشقت هستم

نکنه هرگز ندونی که تو رو من می پرستم

 

نکنه هرگز ندونم راز اون ناز نگاتو

نکنه هرگز نخوونم شعر غمگین چشاتو

 

اگه من حتی ندونم اسمتو ای مهربونم

اگه تو حتی ندونی از منم نام و نشانی.

 

عشق اول ، مهربونم سرتو بذار روشونم

عشق اول ، مهربونم چتر موهات سایه بونم

عشق اول ،  عشق آخر .

 نکنه خوابم دوباره

نکنه تنهام بذاری بشه قلبم پاره پاره

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/05/13ساعت 10:19 توسط عاشق |

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/05/12ساعت 18:35 توسط عاشق |

 

تسلیت قلب صبورم تسلیت

**************************************

رونوشت روزها را روی هم سنجاق کردم

شنبه ها بی پناهی                     جمعه ها بی قراری

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزی                باد خواهد برد باری

روی میز خالی من صفحه باز حوادث

در ستون تسلیت ها نامی از من یادگاری

                                                و دیگر هیچ ....

-----------------------------------------------------------

منو از خاطره کم کن تا ابد خدانگهدار

***************************************

تو برو گل من

فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن

روی پیشانی من چیزی نیست

غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی

*************************************

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

تو  که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند

سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد

شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند

موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

گم شدم در قدم دوری چشمان بهار

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

-------------------------------------------------

حتی فکرشم نمی کردم که منم بعد این همه مدت باید تنها بشم روزای جدایی رو تحمل کنم.

خیلی سخته . همه چی تمام شد بعد 1 سال و 3ماه . هیچ کس نخواست ما بهم برسیم . حالا چه جور خودمو آروم کنم! اگه بهم بد می گفت اکه ترکم می کرد می گفتم منو نمی خواست ولی اینطور نیست ما همو می خواستیم ولی اجازه بهمومن نمی دن. خدا کنه بتوونیم تحمل کنیم . خدابا بازم تو رو صدا می کنیم.

اگه بیام تو بلاگم فقط از غم می گم دیگه دوره ی خوشی تمومه اه اه سسسسسسخخخخخخخختتتتتتهههههه L

این یه دردیه که که باید تو قلبم بمونه به هیچ احدی نمشه حرف بزنم وای خدای من چه کنم که طاقت این سختیو ندااااااااااااااررررررررررررررررمممممممممم

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/05/06ساعت 13:25 توسط عاشق |

چقدر ساده آشنایت شدم

چقدر ساده همراهت شدم

همیشه می شد با تو تمام شد

با تو شروع کرد

همیشه می شد در هر عامیانه ی عاشقانه ای

                                                            پیدایت کرد

مثل وقتی که دلتنگ می شدم

و تو در آینه بودی

               همراه من

تا با هم به تماشا بپیوندیم،

مثل وقتی که برف می آمد

و در انتهای رد پای تو

                                    افق، آغاز می شد...

*************************************************

گفتی : برای همیشه .

از همیشه،

            چندروز دیگر باقی مانده ست؟

و گفتی : هرگز.

و هنوز ، هرگز

            نفهمیدم یعنی چه...

حال

- هرگز-

            مرا به یاد تو می آورد

                                    و برای همیشه.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/05/05ساعت 18:24 توسط عاشق |

در نيمه شبی که خيالت خواب را از چشمانم ربوده

و عشقت سرودی را بر لبهايم جاری ساخته

تمام حرفهای دلم را برای تو می نويسم

با چشمانی اشکبار

و دلی دلتنگ

و لبی پر دعا

کاش بودی و ميديدی که دوری از تو اکنون دردناکترين غمی است که دلم را فرا گرفته

و دعا برای سلامتيت تنها لالايی ای که در شبهايم طنين انداز است

براي تو می نويسم

اي تنها اميد گشودن چشمانم بر آفتاب

براي تو می نويسم

براي تويی که آمدی و دستهايت گرمابخش وجودم

و شانه هايت تکيه گاه خستگيم شدند

 

 این روزا خیلی دلم گرفته ، واقعا نمی دونم چیکار کنم فقط به خدای مهربونم دارم التماس می کنم که کمکم کنه ، خودم خودمو دلداری میدم، راستش به کس دیگه نمیوتوونم چیزی بگم. به عشقم هم نباید بگم، نمی خام که بگم، آخه نمی خام تحت تاثیر قرار بگیره، الان اون بیشتر از من نیاز به آرامش داره، من نباید با حرفام اونو ناراحت کنم ، می خام آزادانه هر کاری که می خاد انجام بده ، هردومون به خدا توکل کردیم و خواهیم کرد و راضی هستیم به رضای خدا. ولی این جمله رو نمشه نگفت: اینکه خدا میگه : از تو حرکت از من برکت. به یاری خدا مشکلاتمون حل بشه به خدا ایمان دارم اون صلاح مارو بهتر می دونه.

خدا دوست دارم، تنهام نذار به خصوص الان که بیشتر از روزای دیگه بهت نیاز دارم، منو تنها نذار و دستمو بگیر.

 

صبر کن خدا بزرگه دل من

یه روزی همون که می خواستی می شه

یه روزی  همون خدای مهربون

واسه مرغ آرزوت پر می کشه

                                                                                                           

دل من ، تو تنها نیستی دل من

نگو از تنهایی و دلواپسی

قصه های غصه هات تموم می شه

صبر کن یه روز ، یه جایی ، یه کسی

 

صبر کن دنیا کوچیکه دل من

یه روزی بهاری می شه این خزون

دل من چشماتو واکن و ببین

ستاره می یاد رو بوم آسمون

 

یکی هست که تو رو باور می کنه

یکی هست که غصه هاتو فهمیده

یه روزی دستاتو آروم می گیره

یه جوری راهو بهت نشون می ده

 

دیگه تنها نمی مونی دل من

نگو از تنهایی و دلواپسی

قصه های غصه هات تموم می شه

صبر کن یه روز ، یه جایی ، یه کسی

 

"شاعر: شهرزاد خامدا"

+ نوشته شده در شنبه 1388/05/03ساعت 18:48 توسط عاشق |

یه نگاه ، به قلب من بنداز

عاشقم ، دیگه دستم ننداز

یه صدا ، میخوونم دوست دارم

یه نگاه ، دیگه تورو ندارم

+ نوشته شده در شنبه 1388/05/03ساعت 17:56 توسط عاشق |

سلام به همه دوستای عزیز

اومدم از همه تون تشکر کنم از پیامهاتون واقعا ممنونم امیدوارم بازم بیاین و واسم نظر بذارید آخه اینطوری من دلگرم می شم . واستون آرزوی موفقیت می کنم آرزوی سلامتی و خوشبختی .

********واسه منم دعا کنید*********

+ نوشته شده در شنبه 1388/05/03ساعت 9:59 توسط عاشق |

سلام

امروز روز حساسی واسه منه . نمی دونستم چی کنم اومدم اینجا یکم بنویسم.

استرس دارم . امروز بزرگترین روز زندگیمه روز سرنوشت ساز. روزی که معلوم میشه که آینده ام چی میشه روزی که معلوم میشه  که کار من و اون به کجا می رسه تمام می شه یا ادامه پیدا میکنه خیلی سخته نه؟ من که دارم میترکم نمیدونم چی میشه دوس دارم سریع بفهمم ولی اگه نشه همه چی تمام می شه ! وای  باورم نمیشه

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/31ساعت 18:48 توسط عاشق |

یه رو یه پسره بود که یه دوست دختر داشت پسره نابینا بود دوست دختر شو خیلی دوست داشت میگفت اگه من دوتا چشم داشتم تا ابد با تو میموندم یه روز یکی پیدا شد و به پسره چشم داد پسره وقتی تونست دوستشو ببینه دید که اونم نابیناست گفت من دیگه نمیتونم با تو بمونم دختره گفت باشه اما وقتی داشت میرفت به پسره گفت مواظب چشمام باش

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/31ساعت 11:46 توسط عاشق |

**** آسمان با وسعتش تقديم تو
**** رقص ماهي هاي دريا مال تو
**** هرچه دارم از تو دارم مهربان
**** زندگيم امروز و فردا مال تو


تولدت مبارك

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/16ساعت 22:50 توسط عاشق |

         روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو :(        

         كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو         

         درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم         

         بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم         

          ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم        

         از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم        

          من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون        

         چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون        

          به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم        

         هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم        

          تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم        

         اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم        

          كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش         

         بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش        

          با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک         

         با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک         

         عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک        

         فقط مي خوان بهت بگن :.

                 .

                    .

                            .

                                  .    

                 تولدت مبارک

 

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/16ساعت 22:41 توسط عاشق |

چون یه نفر ، یه روز یه رویا داشت

ماشینی که سوار می شی طراحی و ساخته شده، چون که یه روز ، یه نفر یه رویا داشت و اون درست کردن یه ماشین شبیه این بود ! اتوبانی که روی آن ماشین سواری می کنی هم رویای یه روز یه نفر بوده ! تلفنی که باهاش صحبت می کنی هم یه روز ، رویای یه نفر بوده! همه شاهکارها از یه رویا شروع می شن.

اما همه رویاها به نتیجه نمی رسند.  خیلی از آنها حتی به خاطر هم نمی آیند، چراکه صاحب آن رویاها هرگز از منفعت آن ها خبردار نشده است. کارهای بزرگی که انجام شده اند ، فقط با رویا دیدن تمام نشده اند، بلکه به دنبال آن کسی بوده که آن رویا را باور کرده و با کار سخت و امیدواری تمام آن را به واقعیت رسانده است.

رویا دیدن مهم است و مهمتر از آن انجام عمل برای تحقق رویاست.

حال به  بگو رویای تو چیست و برای تحقق این رویا چه کرده ای؟ فراموش نکن که یه نفر، یه رویا شبیه رویای تو داره و فرق او با تو در کسب موفقیت فقط عمل اوست. پس معطل نکن! رویایت را باور کن و عمل را آغاز کن !

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/23ساعت 18:45 توسط عاشق |

کسی نمی خواد نظر بذاره  آخه چرا؟

ای کاش کسی مرا دریابد :(

خدایا شکرت.


کاملا اختصاصی واسه کسی که دوستش دارم:(عزیزم منتظرت هستم)

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/01/23ساعت 22:16 توسط عاشق |

سلام

امروز خبری شنیدم که واقعا خوشحال شدم . خوشحالیم دقیقا مثل زمانی بود که کنکوردولتی قبول

شدم.   گل من توی مسابقات رباتیک اول شد.

عزیز دلم بهت تیریک می گم ایشالا همیشه موفق باشی. می خوام همه بدونن که تو چقدر فعالی و

پرانرژی. هر چی از خوبیات بگم کم گفتم . تو بهترینی من به داشتنت افتخار میکنم

ایشالا شاهد این موفقیتهات از نزدیک باشم

               دوست دارم یه عالمه ......دونه دونه :)  (به یاد قدیما)    

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/01/16ساعت 23:8 توسط عاشق |

لحظه ها را با تو بودن   

در نگاه تو شکفتن

حس عشق رو در تو دیدن

                                   مثل رویای تو خوابه

با تو بودن با تو موندن

مثل قصه تو رو خوندن

تا همیشه تو رو خواستن

                                     مثل تشنگی به آب ِ

+ نوشته شده در شنبه 1388/01/08ساعت 9:29 توسط عاشق |

ای مسافر

ای جداناشدنی

گامت را آرامتر بردار

از برم آرامتر بگذر

 تا به کام دل ببینمت                   

بگذار از اشک سرخ

گذرگاهت را چراغان کنم

آه که نمی دانی

سفرت روح مرا به دو نیم می کند

                                        ------------  ----------------

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/01/02ساعت 16:4 توسط عاشق |